با وجود قناعت، بسیاری از مشکلات که در زندگی امروزی وجود دارد بر طرف می‌شود.

قناعت یک صفت اخلاقی است که همانند گنج ارزشمند است و به زندگی فرد، زیبایی می‌بخشد و نبود آن سبب حرص و طمع می‌شود و در نتیجه، زندگی دچار اختلال می‌شود. با قناعت، زندگی خود را زیبا بسازید.

مقدمه
قناعت به‌عنوان اصلی مهم در پایداری زندگی افراد محسوب می‌شود؛ چرا که به‌عنوان مانعی محکم در برابر زیادی خواهی‌های افراد قرار دارد تا به آنچه که خداوند به انسان داده است رضایت قلبی داشته باشد، هرچند متاسفانه عمل به این اصل بسیار کمرنگ شده است و رنگ باخته است.
با وجود قناعت، بسیاری از مشکلات که در زندگی امروزی وجود دارد بر طرف می‌شود.
چشم و هم چشمی عامل از بین رفتن قناعت؛
با نگاهی به زندگی افراد می‌توان به راحتی به این نکته پی برد که چشم و هم‌چشمی نیز به‌عنوان اصلی مهم در مقابل قناعت ایستاده و موجب برهم زدن توازن در زندگی مشترک افراد شده است.
این صفت ناپسند(چشم و هم چشمی) هر کجا باشد سبب نابودی قناعت می‌شود.

قناعت در فرهنگ معین و دهخدا
قناعت در لغت به معنای خرسندی، رضا به قسمت، بسنده کردن، بسنده کاری، راضی شدن به اندک چیز، خرسند گردیدن به قسمت خود، آسان قرار گرفتن در مآکل و مشارب و ملابس و غیر آن و راضی شدن بدانچه سد خلل کند از هر جنس که اتفاق افتد گفته‌اند[1]
فرهنگ‌شناس قرآنی راغب اصفهانی می‌نویسد: قناعت در لغت به معنای اکتفا کردن به اندک از آنچه مورد نیاز است.[2]

قانع بودن یعنی چه؟
قانع بودن به این معنا است که هر آنچه که خداوند در اختیار بنده خود قرار داده، رضایت قلبی داشته باشد و این یکی از دلخوشی‌های خانواده‌هایی است که سبک زندگی علوی و فاطمی را انتخاب کرده‌‌اند و توام با آرامش قلبی زندگی می‌کنند.
در بین خانواده ای که قناعت باشد، بسیاری از کمی ها و کاستی ها به چشم نمی‌آید و زندگی همراه با عشق و محبت می‌شود و با وجود قناعت، آرامش در زندگی آنها موج خواهد زد.
در زندگی فردی هم همین گونه است اگر فرد به داشته های خودش راضی باشد و آنچه مقدر او است را قبول داشته باشد، حس دنیا طلبی از بین می‌رودو اگر دستت توی جیب خودت باشد، اگر به جای اینکه چشمت دنبال دست مردم باشد، اگر کمتر خرج کنی، اگر نخواهی که به کسی رو بندازید، می‌توانی سرت را بالا بگیری و بگویی که من محتاج هیچ کسی نیستم جز خدا. می‌توانی همیشه سربلند باشی.

قناعت
قناعت از آن چیزهاست که در بکار بردنش اصلا و ابدا نباید قناعت کرد. مثل گنجی می‌ماند که تمامی ندارد. هر چه بیشتر قناعت کنی گنجت بیشتر می‌شود و اگر درویش هم باشی، پادشاه خواهی بود.
قناعت کن ای نفس بر اندکی که سلطان و درویش بینی یکی [3]
بی نیازی و قناعت عین ثروت است. اگر خروار خروار طلا و جواهر داشته باشید و باز محتاج باشید به پول بیشتر و حرص و جوشش را بزنید که همه اش به ارزنی هم نمی ارزد و زندگی خود را نابود می‌سازید. آدم قانع به جویی هم سیر می شود ولی آدم حریص سیری ندارد. از آنجا که وجود روحیه قناعت پیشگی در بین مردم جامعه، موجب ایجاد آرامش درونی برای مردم و درنتیجه جامعه خواهد شد و جامعه را از شر برخی رذایل اخلاقی در امان خواهد داشت، اگر وجود روحیه قناعت در جامعه، همین یک هنر رسیدن آدمی به آرامش را داشته باشد، در ضرورت دستیابی به آن شکی باقی نمی ماند.جز از او نخواهید و جز به او محتاج نباشید. پس هر آنچه خدا داده است ما را راضی و خوشحال خواهد کرد. قطعا در آنچه خدا به ما داده است حکمتی وجود دارد و به آنچه که به ما نداده هم حکمتی است چون ما انسانها به ظاهر قضیه نگاه می‌کنیم و شاید چیزهای را دوست داشته باشیم و برای ما سبب شر باشد.
وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ . چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید. [4]

آثار قناعت
بدون شک قناعت یکی از فضائل اخلاقی است که دارای آثار مادی و معنوی فراوانی بوده و ثمرات و میوه های شیرینی برای صاحب آن به بار می آورد همچون.

1. عزت و سربلندی
بی شک، یکی از چیزهایی که سبب عزت و بزرگی انسان می شود و او را از ذلت و خواری نجات می دهد قناعت است. امیرمومنان علیه السلام فرمود: «لا اعز من قانع»، [5] هیچکس از شخص قانع عزیزتر نیست.
انسان قانع خواسته هایش اندک است و از درخواست بی نیاز است. امام على علیه السلام می فرمایند :« ثَمرَةُ القَناعَةِ ، الإجمالُ فی المُکتَسَبِ و العُزوفُ عنِ الطَّلَبِ»میوه قناعت، میانه روى در کسب و کار است و خویشتن داری از دست دراز کردن سوى مردم[6]

2 . تحصیل شخصیت
زیرا همانطوری که طمع و چشم داشت به دیگران انسان را ذلیل و اسیر کرده و باعث می گردد که مردم با چشم حقارت با طمع کار می نگرند فردی که دارای قناعت طبع و عزت نفس است درنظر همگان عزیز و سربلند و با همت جلوه می کند.

3. زندگى پاکیزه
از امیرمؤمنان على علیه السلام پرسیدند منظور از (حیات طیّبه) در آیه شریفه:« مَن عَمِلَ صالِحا مِن ذَکَرٍ او انثى وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیوةً طَیِّبَةً »[7] چیست؟ فرمود: « هِیَ القَنَاعَةُ » ؛ حیات طیّبه قناعت است[8]

نگاه امام علی به قناعت
امام علی(علیه‌السلام ) قناعت را بهره‌مندی از دنیا به اندازه کفایت و رفع نیاز می‌داند. ایشان در بیان ویژگی انسان قانع می‌فرماید: کسی که به اندازه کفایت زندگی، از دنیا بردارد به آسایش دست یابد و آسوده خاطر گردد در حالی که دنیا پرستی کلید دشواری و مرکب رنج و گرفتاری است[9].
یادآوری و تذکر به جوانان : آنچه اسلام می‌گوید آن است که انسان راضی به قسمت خود باشد نه آنکه دست از تلاش و کوشش و فعالیت اقتصادی برکشد. بر هر انسانی است که حرص و آز و طمع را کنار بگذارد، ولی برای تولید، تلاش کند و برای کفاف خویش و انفاق به دیگران فعالیت اقتصادی داشته باشد.


پاورقی
[1] محمد معین، فرهنگ معین (یک‌جلدی فارسی)، تهران؛ زرین، 1389.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه / علی اکبر دهخدا، تهران: موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران، 1377 شرح لغت قنع
[2] حسین‌بن‌محمد راغب‌اصفهانی، ناشر: ذوی القربی، زبان عربی، 1383،صفحه 413 ذیل واژه قنع.
[3] بوستان سعدی، باب ششم، قناعت
[4] قرآن، سوره بقره، آیه 216
‌[5] عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، مترجم، محمدعلی انصاری، ناشر: امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ). صفحه 392
[6] همان ، صفحه 392
[7] قرآن‌ کریم ، سوره نحل، آیه 97
[8] محمد دشتی، نهج‌البلاغه، مشهد: آستان قدس رضوی، 1393، صفحه 508
[9] همان ، صفحه 74

منبع
قرآن‌ کریم ، سوره نحل
قرآن کریم ، سوره بقره
عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، مترجم، محمدعلی انصاری، ناشر: امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف )
حسین‌بن‌محمد راغب‌اصفهانی، ناشر: ذوی القربی، زبان عربی، 1383
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه / علی اکبر دهخدا، تهران: موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران، 1377
محمد دشتی، نهج‌البلاغه، مشهد: آستان قدس رضوی، 1393
بوستان سعدی، باب ششم، قناعت

بهترین راه برای رسیدن به موفقیت و محدود کردن شکست، کار کردن با کسی است که قبلا در همان جاده قرار داش

همه انسان ها در جهان به دنبال کسب موفقیت در کار و زندگی هستند اما ابتدا باید قوانین و اصول خاص موفقیت را بدانید تا به یک نتیجه خوب برسید. اولین قانون برای رسیدن به موفقیت نترسیدن از شکست است. با ما همراه باشید.

قوانین و اصول موفقیت در کار و زندگی
رسیدن به موفقیت راه پیچیده و غیرقابل دسترسی نیست تنها کافیست با روز و قوانین آن که توسط افراد با تجربه به دست آمده آشنا شده و آنها را به کار گیرید. برای کسب موفقیت تنها تلاش کافی نیست بلکه آشنایی با قوانین مخصوص و به کارگیری آنها در زندگی می تواند شما را سریع تر به اهداف تان رسانده و باعث موفق شدن شما در هر کاری شود.
در این بخش چند قانون جهانی موفقیت را باهم مرور خواهیم کرد که در عین سادگی موثر و کارساز هستند. باید بگوییم که این فهرست به هیچ وجه تمام عیار نیست ولی با این حال، این نقطه شروع بسیار خوبی است که از آن برای ایجاد یک نقشه راه برای داشتن زندگی موفق، استفاده کرد.

7 گام برای دستیابی به موفقیت در زندگی

1. عدم ترس از شکست را استارت بزنید:
طوری که اغلب ما در زندگی های مان یاد گرفته ایم، این است که شکست چیز بدی است. شکست تقریبا همیشه روبروی موفقیت قرار می گیرد با این حال بدون شکست راه های کمی برای موفقیت را خواهید دانست. هیچ کس تا به حال همه کارها را کاملا درست انجام نداده است. اما اکثر افرادی که برخی از موفقیت ها را تجربه کرده اند، در برخی موارد شکست خورده اند.

2. برای خود هدف تعیین کنید:
"آیا می توانید به من بگویید، از چه راهی باید از اینجا بروم؟" "این بستگی به این دارد که کجا می خواهی بروی."، مکالمه بین آلیس و گربه در سرزمین عجایب.
افرادی که می دانند که چه چیزی می خواهند و البته برای رسیدن به اهداف شان برنامه ریزی کرده اند، عموما شادتر از کسانی هستند که فقط اجازه می دهند که زندگی برایشان اتفاق بیفتد. این دانش جدید نیست. منتظر اتفاقی از بیرون نباش که تو را خوشحال کند، هنگامی که تصمیم می گیری، جهان نقشه می چیند که این اتفاق بیفتد.

3. ریسک کنید :
وقتی که ریسک کنید زندگی بیشتر سرگرم کننده و هیجان انگیز می شود. در پایان روز حقیقت این جمله وجود خواهد داشت، "هیچ چیز جالب توجهی وجود ندارد، هیچ چیزی به دست نیامد." اما باید محاسبه شود - ریسک را نباید به خاطر ریسک بودنش گرفت.
موقعیت ها ممکن است در بزنند، اما ممکن است خیلی منتظر نمانند. آماده باشید با اولین در زدنش وارد یک ماجراجویی شوید. یک زندگی موفق شامل عدم پشیمانی نسبت به ریسک های انجام شده است.

4. یادگیری را متوقف نکنید:
هرچه بیشتر بدانید، بیشتر متوجه می شوید که نمی دانید. آموزش رسمی فقط سطح را می خراشد و این یک قطره از توانایی ما برای یادگیری است. دانش، بدون توجه به اینکه چقدر ممکن است ناچیز به نظر بیاید، به ما یک دلیل برای بیرون آمدن از رختخواب در صبح ها می دهد. با علم تان مانند دوست جدیدتان رفتار کنید. زندگی ما خیلی قشنگ تر و خوشایندتر خواهد بود، اگر هر روز یک دوست جدید پیدا کنیم.

5. یک زندگی متعادل را داشته باشید:
در زندگی ما دائما به جهات مختلف کشیده می شویم. خانواده، کار، مدرسه، ایمان، جامعه، و غیره. ممکن است به همه چیزها باهم توجه داشته باشید. به اندازه کافی ساعت در یک روز نداریم که برای هر تقاضای مان برداریم.
با این حال، در طول زمان - و طولانی - به یک زندگی متعادل می رسیم. یک زندگی متعادل باید شامل انجام کار خوب در شغل خود باشد ؛ صادقانه پول دراوردن در یک روز صادقانه کاری و تعادل به معنای بودن در کنار خانواده است. افراد کمی می توانند به میزان دلخواه شان کنار خانواده شان باشند.
اما صرف "زمان با کیفیت" در خانواده، خانواده را سالم و خوشحال نگه می دارد. تعادل به معنی داشتن زمان برای خودتان و شارژ باتری تان است. تعادل به معنی خدمت به جامعه و پس دادن اش است. تعادل به معنای تغذیه روح از طریق دین و / یا معنویت است.

6. ساکن نباشید و حرکت کنید:
موفقیت یک روند است - یک رویداد نیست ؛ برخی اهداف ممکن است یک شبه اتفاق بیافتند. بعضی دیگر نیاز به زمان بیشتری دارند، انرژی و هم ترازی با سیارات! دلسرد نشوید. طبق برنامه خود پیش بروید. پیشرفت خود را ارزیابی کنید و اصلاحات را نیز انجام دهید.
هدف خود را از ذهن تان حفظ کنید و پای خود را نیز محکم حفظ کنید. اگر شما در تلاش برای رسیدن به هدفی هستید، قطعا موانعی وجود خواهد داشت. من آنها را داشته ام، همه آنها را داشته اند، اما موانع لازم نیستند که شما را متوقف کنند. اگر به سمت یک دیوار فرار کردید، به اطراف نروید و تسلیم نشوید، یاد بگیرید که چگونه می توان از آن بالا رفت، از آن بالا بروید یا در اطرافش کار کنید.

7. به دنبال یک مربی و الگوی خوب باشید:
در حالی که مزایای شکست وجود دارد، شکست برای بازنده ها محدود می شود ؛ روی موفقیت کار کنید و با شکست درگیر شوید و آن را به عنوان یک محصول جانبی یک طرح به خوبی توسعه یافته بدانید.
بهترین راه برای رسیدن به موفقیت و محدود کردن شکست، کار کردن با کسی است که قبلا در همان جاده قرار داشته. تعداد مسیرهای زیادی وجود دارد که می توانیم در آنها به سوی موفقیت حرکت کنیم.

پیامبر اکرم(ص) برای ترویج مسواک زدن، یک روند تاریخی را طی نمود.

در سیره پیامبر (ص) بسیار دیده می شود که ایشان به نظافت و بهداشت بسیار توصیه کرده اند. از جمله این توصیه ها در مورد نظافت دهان و دندان است. در این نوشتار به بیان کوتاهی از سیره ایشان در مسواک زدن می پردازیم. با ما همراه باشید. 

مسواک زدن در سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله)
مسواک زدن بحث مستقلی است که درباره تمیز کردن دهان و دندان صحبت می کند و به این اندازه که در دین اسلام و در فرهنگ ما به مسئله مسواک زدن توجه شده است، در هیچ دین و فرهنگی نشده است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای ترویج مسواک زدن، یک روند تاریخی را طی نمود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در میان عرب هایی مبعوث شد که به برخی مسائل حساسند؛ مثلا به دلیل تعصبی که دارند، نمی توانی به یک عربی (البته عرب جاهلی) بگویی که دهانت بوی بد می دهد؛ چرا که با همین کلمه ممکن است، دو قبیله به جان هم بیفتند و تعداد زیادی کشتار بر جای بماند.
با این شرایطی که در جزیره عربستان حاکم بود. چگونه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) توانست به این عرب بفهماند که چون دهانش بو می دهد، بایستی خلال کند و مسواک بزند؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای تحقق این امر چند مرحله را طی کرد.
مرحله اول
در این مرحله، پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسواک زدن را به خودش امر می کرد و کاری به مردم نداشت؛ مثلا می فرمود: «جبرئیل بر من نازل شده است و مرا امر به مسواک زدن کرده است».
«جبرئیل این قدر مرا سفارش به مسواک زدن کرد که ترسیدم دندانهایم از بین برود».
مرحله دوم
در این مرحله، خطاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به کسانی بود که ظرفیت این کار را داشتند و تابع اوامر ریز و درشت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بودند؛ مانند حضرت امیر (علیه السلام) و ابوذر غفاری. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «یا علی! مسواک بزن؛ زیرا مسواک زدن از سنت پیامبران است».
در این مرحله نیز پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطابش به مردم نبود.
مرحله سوم
در این مرحله، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مسواک زدن را در عمل تبلیغ می کرد؛ مثلا در روایت آمده است که وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله) نماز عشا را می خواند، امر می فرمود که برایش آب و مسواک بیاورند و کنار بسترش بگذارند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) پاسی از شب را می خوابید و بلند می شد و مسواک می زد و دوباره می خوابید و همین طور چند بار وسط خواب بلند می شد و مسواک می زد؛ بنابراین وقتی مردم چنین حالتی را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می دیدند و می شنیدند، موجب شد که آنها هم به این کار علاقه پیدا کنند.
مرحله چهارم
در این مرحله، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای اینکه صحابه را تشویق به مسواک زدن کند، از فواید زیاد مسواک زدن همراه با دستورات ملایم و نرم سخن می گفت؛ مثلا خطاب به صحابه ای که قدر قرآن را می دانستند و آن را گرامی می داشتند، می فرمود: «راه قرآن را پاک کنید»
صحابه پرسیدند که راه قرآن چیست؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «دهانتان راه قرآن است».
صحابه پرسیدند: چگونه دهانمان را پاک کنیم؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «با مسواک زدن». و اینگونه پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، صحابه را تشویق به مسواک زدن می کردند.
مرحله پنجم
در این مرحله، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کسانی را که بعد از این همه موعظه و سفارش، هنوز هم مسواک نمی زنند، با لحن شدید خطاب می کند و می فرماید: «چرا دندان هایتان سفید نیست؟ چرا دندان هایتان تیره است؟ چرا مسواک نمی زنید؟»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حتی را پا را فراتر می نهد و اسلام و نزول فرشتگان را در گرو مسواک زدن می داند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «اسلام در گرو مسواک زدن است».
جبرئیل نزد من آمد و فرمود: »چگونه به شما نازل شویم، در حالی که مسواک نمی زنید؟!» بنابراین، متوجه می شوید که اسلام به مسئله پاکیزگی چقدر اهمیت می دهد و چقدر برایش ارزش قائل است.